تبلیغات
مجتمع شهید شیرودی ناحیه 2 سنندج - داستان کوتاه : تربیت با قوه عدم خشونت ( پیاده راه رفتن درمسیر بسیار طولانی)

سعادت جامعه وملکت در دست کسانی است که به تعلیم وتربیت فرزندان جامعه اشتغال دارند

داستان کوتاه : تربیت با قوه عدم خشونت ( پیاده راه رفتن درمسیر بسیار طولانی)

نویسنده :سعدی خادم
تاریخ:یکشنبه 13 بهمن 1392-10:38 ق.ظ

دکتر آرون گاندی، نوۀ مهاتما گاندی و مؤسّس مؤسّسۀ "ام ‌کی ‌گاندی برای عدم خشونت"، داستان زیر را به عنوان نمونه ای از عدم خشونت والدین در تربیت فرزند بیان می کند:

شانزده ساله بودم و با پدر و مادرم در مؤسّسه ای که پدربزرگم در فاصلۀ هجده مایلی دِربِن (Durban)، در افریقای جنوبی، در وسط تأسیسات تولید قند و شکر،تأسیس کرده بود زندگی می کردم.  ما آنقدر دور از شهر بودیم که هیچ همسایه ای نداشتیم و من و دو خواهرم همیشه منتظر فرصتی بودیم که برای دیدن دوستان یا رفتن به سینما به شهر برویم.

یک روز پدرم از من خواست او را با اتومبیل به شهر ببرم زیرا کنفرانس یک روزه ای قرار بود تشکیل شود و من هم فرصت را غنیمت دانستم.  چون عازم شهر بودم، مادرم فهرستی از خوار و بار مورد نیاز را نوشت و به من داد و، چون تمام روز را در شهر بودم، پدرم از من خواست که چند کار دیگر را هم انجام بدهم، از جمله بردن اتومبیل برای سرویس به تعمیرگاه بود.

وقتی پدرم را آن روز صبح پیاده کردم، گفت: "ساعت 5 همین جا منتظرت هستم که با هم به منزل برگردیم."  بعد از آن که شتابان کارها را انجام دادم، مستقیماً به نزدیکترین سینما رفتم. آنقدر مجذوب بازی جان وین در دو نقش بودم که زمان را فراموش کردم. ساعت 5/5 بود که یادم آمد. دوان دوان به تعمیرگاه رفتم و اتومبیل را گرفتم و شتابان به جایی رفتم که پدرم منتظر بود. وقتی رسیدم ساعت تقریباً شش شده بود.

پدرم با نگرانی پرسید، "چرا دیر کردی؟" آنقدر شرمنده بودم که نتوانستم بگویم مشغول تماشای فیلم وسترن جان وین بودم و بدین لحاظ گفتم، "اتومبیل حاضر نبود؛ مجبور شدم منتظر بمانم." ولی متوجّه نبودم که پدرم قبلاً به تعمیرگاه زنگ زده بود.

مچ مرا گرفت و گفت، "در روش من برای تربیت تو نقصی وجود داشته که به تو اعتماد به نفس لازم را نداده که به من راست بگویی. برای آن که بفهمم نقص کار کجا است و من کجا در تربیت تو اشتباه کرده ام، این هجده مایل (29 کیلومتر) را پیاده می روم که در این خصوص فکر کنم."

پدرم با آن لباس و کفش مخصوص مهمانی، در میان تاریکی، در جادّه های تیره و تار و بس ناهموار پیاده به راه افتاد. نمی توانستم او را تنها بگذارم. مدّت پنج ساعت و نیم پشت سرش اتومبیل میراندم و پدرم را که به علّت دروغ احمقانه ای که بر زبان رانده بودم غرق ناراحتی و اندوه بود نگاه می کردم.

همان جا و همان وقت تصمیم گرفتم دیگر هرگز دروغ نگویم. غالباً دربارۀ آن واقعه فکر می کنم و از خودم می پرسم، اگر او مرا، به همان طریقی که ما فرزندانمان را تنبیه می کنیم، مجازات می کرد، آیا اصلاً درسم را خوب فرا میگرفتم.  تصوّر نمیکنم.  از مجازات متأثّر می شدم امّا به کارم ادامه می دادم. امّا این عمل سادۀ عاری از خشونت آنقدر نیرومند بود که هنوز در ذهنم زنده است گویی همین دیروز رخ داده است. این است قوّۀ عدم خشونت.

خاطره ای از آرون گاندی

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Angelica
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:28 ب.ظ
Wonderful article! That is the type of info that
are meant to be shared around the internet. Disgrace on the seek engines for now not positioning this post upper!
Come on over and discuss with my web site . Thanks =)
Adolfo
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:24 ب.ظ
Hi are using Wordpress for your blog platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and create
my own. Do you require any html coding knowledge to make your own blog?
Any help would be greatly appreciated!
versedheritage183.snack.ws
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:39 ق.ظ
I am not sure where you are getting your information, but good topic.
I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for great information I was looking for this info for my mission.
Why do they call it the Achilles heel?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:07 ق.ظ
Spot on with this write-up, I seriously feel this site needs far more attention.
I'll probably be returning to see more, thanks for the information!
How can you heal an Achilles tendonitis fast?
شنبه 14 مرداد 1396 10:46 ق.ظ
Wow! In the end I got a blog from where I be capable of truly
get valuable data concerning my study and knowledge.
elafallenstein.jigsy.com
شنبه 7 مرداد 1396 03:10 ب.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up and let you know a few of the images
aren't loading properly. I'm not sure why but I think its
a linking issue. I've tried it in two different internet browsers and both show the same results.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر